‏نمایش پست‌ها با برچسب فکاهیات و نکته های جالب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فکاهیات و نکته های جالب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴/۸/۱۲

واژه ها

نوشتم، گفتند یعنی چه؟
واژه ها را تبدیل کردم، نفهمیدند.
ساده تر گفتم، نفهمیدند.
واژه ها را به اختیار خود شان قرار دادم.
ترتیبش کردند، من نفهمیدم.

س.م.غ
09/10/2015

گروپ موسیقی .... فکاهی جدید

یک نفر نو یک گروپ موسیقی ساخته بود و ده اولین محفل یک لت مفصل خورد. علتش را پرسیدند، گفت: ده شروع محفل از مردم پرسان کدم که چه بخوانم برایتان؟
گفتند: هر چه که میخوانی.
مه هم آهنگ "دوستان شب به خیر" را خواندم.

س.م.غ
5/10/2015

۱۳۹۲/۱۱/۲۰

فکاهیات جدید

چربی
شمسو: همی پوست بدنم بسیار چرب اس پیش کدام داکتر برم که علاجمه کنه؟
جانو: چه رقم چربی است ؟ 
شمسو: فقط تیل ده روی خود چرب کده باشم ...
جانو : خی پیش داکتر چه میکنی ؟ ده یک ورکشاپ برو که تیلته بکشن ... 
س.م.غ
3-2-2014
————————————————————
ذره بین
جانو بسیار بلند چیـــــــــــــغ زد که او زن پت شو که سر دیوال شیر آمده ...
زنش صدا کرد : او کور به مرگ ذره بینه از پیش چشمت پس کو که دل جگر مه ریختاندی ...
پشک اس پشک ... خدا شرمانده ...
———————————————————-
کشف تازه
اخیراً کشف کردم که تمام کسانی که سرشان بوی قورمه میدهد، بعد از خوردن قورمه دست های ناشستۀ خود را به موی های شان میزنند.
س.م.غ
07/02/2014

۱۳۹۲/۱۱/۱

فکاهیات جدید


سنگ قبر ...
یک کیسه بر بی کس و کوی در زندان فوت کرد و بعد از کفن و دفن بنابر پیشنهاد ریاست زندان بر سر سنگ قبرش چنین نوشتند:
آرامگاۀ بدروی کیسه بر
تولد 1340 - وفات 1390
ای اهل دوزخ متوجه جیب
های تان باشید !

-------------------------------------

دعای شوهر به درگاۀ خدا !
خدایا اگر چه مردم میگن زن نَفَس شوهر است.
ولی خدایا نَفَسم را بگیر ... !!!

-------------------------------------
تقسیمات ...
یکنفر از دوست خود پرسید اگر خداوند تو ره یک جوال کلان پیسه بته چه میکنی؟
نفر گفت : نمیگم ..
دوستش گفت : اگر دو جوال تو ره بته و یک جوان هم خانمته بته باز ؟
نفر گفت : باز هم نمیگم .
دوستش گفت : اگر سه جوال توره بته دو جوال خانمته و یک جوال هم بچیته؟
نفر گفت : نمیگم.
دوستش گفت: اگر چهار جوال پیسه تو ره بته و سه جوال خانمته و یک یک جوال هم به بچه و دخترت بته چطور؟
یک صدا از غیب آمد که : اووووووو بی پدر !!!
مال پدرت اس که ایطور تقسیم کده میری؟

سلطان محمود غیاثی
20/01/2014
-------------------------------------
لایتر

یکنفر رفت که لایتر بخرد ... اما نامش از یادش رفت
به دکاندار گفت: بیادر یک گوگرد برقی خو بتی ..

-------------------------------------

د پښتو ژبی معلم : داسی یو لغت ولیکی چي په پښتو ژبه کی نه وي ...
جانو : کارخانګی

س.م.غ
۱۸ جنوری ۲۰۱۴
-------------------------------------

ضرر پیپسی خالص ...
پدر به پسر : او بچه زیاد شکم خالی پیپسی نخور که معدیته زخم میکنه ..
پسر : ری نزن آغا جان همیشه همرایش ودکا گد کده میخورم ...

س.م.غ
9/1/14
-------------------------------------

زمان ها ...
معلم دری به شاگرد گفت زمان ها را نام ببر؟
شاگرد گفت: گلزمان، شیرزمان، خان زمان، میرزمان، شاه زمان ...
-------------------------------------

تخم جوش داده ...
لافوک اولی : مُلک ما بسیار گرم است ...
فقط یک گیلاس آبه ده افتو بان ده دقه بعد جوش میایه ...
لافوک دومی : برو بیادر از شما هیچ گرم نیست ...
مُلک ما ایقه گرم اس که عین مرغ های ما تخم جوش داده میتن ...
Top of Form
-------------------------------------

معلم برای جانو گفت یک ضرب المثل در بارۀ انتحاری ها بگو:
جانو گفت :
خود کفانده ره نی درد اس نی درمان ....

-------------------------------------

طعنه ....
معلم بعد از اینکه داستان حضرت آدم و بی بی حوا را تشریح داد از
جانو پرسید که از این داستان چه نتیجه گرفتی؟
جانو بک آه کشیده و گفت:
معلم صاحب همی که دنیا آرام به آرامی بود و بی بی حوا آمد
و گدودی انداخت و رفت ... و تا حالی آغایم ببویمه طعنه میته ... 
که سیل کو که بی بی ات چه کد ...

-------------------------------------

یک فکاهی اپدیت شده ...

لافوک اولی : قد بابه کلانم ایقه بلند بود عین ده آسمان میرسید.
لافوک دومی : کدام چیزی سخت و گرم ده سر بابه کلانت نمیخورد؟
لافوک اولی : بلی بلی میخورد ...
لافوک دومی : اونمو لپ تاپ بابه کلان مه بود که یگان دفعه ده سر بابه کلانت میماند که گرم نیایه ...

س.م.غ
17/01/2014


معلم از جانو پرسان کد که چند حس داری؟
جانو گفت : صاحب هشت حس .
معلم با تعجب گفت : خو نام بگیر ...
جانو شروع کد : حس باصره، حس شامعه، حس لامسه،
حس سامعه، حس ذایقه، حس ششم، شب کورک و
 حس هشتم که هنوز برایش نام پیدا نکردیم.

س.م.غ
شنبه‏، 2014‏/01‏/11

به یکنفر گفتند که یک فکاهی بگو که خنده نداشته باشه ...
گفت : یک طیاره در هوا خراب شد ... باز سقوط کرد ...


۱۳۹۲/۱۰/۲۲

شوخی با هنرمندان

اگر قرار میبود هنرمندان ما در بارۀ لایک کردن در فیسبوک
 آهنگ میخواندند، چنین آهنگ های ره میداشتیم:

احمد ظاهر :
لایک بکن شور بده خرمن زلفان الا ماۀ شبستان
داکتر ناشناس :
لایکیده به من دیدی و من دیدم لایکیدم و لایکیدی که لایکیدم
استاد اولمیر :
نوی ساقی نوی محفل نوی جامونه کنه نوی لایکونه کنه
محبوب الله محبوب :
درد می د زړه په میکدو کله ځی
لایک د جانان دی په صفحو کله ځی
فواد رامز :
نه لایکی از فلک جویم نه لایکی از خدا خواهم
اگر پرسی چه میخواهی فقط لایک از شما خواهم
فرهاد دریا :
بلندی ها هوای تازه داره ، لایک کدن غم بی اندازه داره
وحید قاسمی :
لایکِ بسیار نمودم تو نگفتی بری چه ؟
جاوید راهی:
باز آمد آن مژگان سیاه کز صفحه لایکم میبرد ...
عالم شوقی:
به یک لایک و دو لایکت سرت عاشق شدیم دگه طاقت ندارم ....
حاجی سیفو :
 لیلا غُتی جان غم یار نداری ... غیر از لایک کدن دگه کار نداری
سیما ترانه :
دست تو ره بگیرم، پیش رخت بمیرم، گر نشوی تو یارکم، لایک خوده پس بگیرم
اکبر نیکزاد :
لایک یار جان شده کم کم کم ، سینه بنالد ز غم غم غم
احمد ولی :
سوختم، سوختم، سوختم ... تا روش لایک کدن آموختم
شریف غزل:
بی همگان به سر شود بی لایک به سر نمیشود
حیدر سلیم :
تو با لایکت مرا سوختی ... تو مرا کردی آخر ....
خانم سلما جهانی :
 لایکم ولی به صفحه دوستان رسیده ام ...
یونس :
هر خوشی بهر تو مدعای منست، لایک نمودن بتا کی سزای منست
رحیم جهانی :
تو در چشم من همچو لایکی ...
فیض کاریزی :
 قاصد تو یگان لایک بکو ، میشه نمیشه؟
ظفر شامل :
لایک ها کردم برای تو غلط کردم غلط
ظاهر هویدا :
شنیدم در اینجا تو لایک میکنی
شریف ساحل :
لایک لایک کده یارم ، گل گلاب بیارم

سلطان محمود غیاثی
2014، 12، جنوری، يکشنبه

۱۳۹۲/۱۰/۲۱

خدا از ایی روز نگاه کنه

گدای مدرن

بیادرا بنام خدا خیر کنین ... یگان ذکات و خیرات کنین ... دنیا تیر اس ... لیست میتم ... تصمیم بگیرین که دنیا ده آخر اس ...
کامپیوتر دسکتاپ پنتیم فور دارم از مد افتاده ، دگه کمپنی ها ره خوش ندارم  اگر پیسۀ یک لپ تاپ مک بوک پروی اپل را خیرات کنین ..
از خدا میشه و از شما میشه ....
آی فون تری دارم از مد رفته پیسه یک آی فایف اگه بتین خدا آخرت تانه خوب میکنه ...
خیرات سر اولاد هایتان اگر یگان گلکسی مدل جدید دست دو هم دارین برای بچیم کار است ... میچله ...
آی پد خانمم کمی سلو شده اگر دل تان میسوزه یک آی پد نو یا یگان تبلیت مدل بالا ره غمشه بخورین ... خدا غمتانه بخوره ...
خسرۀ جوانمرگم او روز کروزینمه تکر داد اگر خیر کنین پیسه یک موتر زره داره خیرات کنین که اوضاع خوب نیست کسی مفت و کله زین ترورم نکنه ...
کس های که پول نقد نمیگردانند اینمی حساب بانکی مره بگیرن و وقت و ناوقت که خیرات و ذکات دادن دلشان میشه یا یگان وند شان میخوره و درد و بلایشه رد میکنن ... چند هزار یورو دالر خیر کنن ... یک به دنیا ... آخرته به مه غرض نیست .. هر کس میفامه کارش ... و خدا میفامه و قارش ....
دگه چه بگویم ... بیادرا و خواهرا ... هر کس مطابق ذوق خود هر قسم خیر و خیراتی که دارد به همی نمره هایم زنگ بزنه و یا به نمایندگی های دفترم در اروپا ، امریکا ، آفریقا ، آسترالیا، انترکتیکا تماس بگیرن و خدا شما ره نگیره باقی معلومات را میتانین از ویب سایتم ... {خداخیرات تانه قبول کنه (دات) بام} بدست بیارین ... مه میرم که باید برای تلویزیون ما برنامه جور کنم ... شما غم یگان خیرات و ذکاته بخورین ... خدا خیرتان بته ... یک به دنیا ... باز گپ خات زدیم ...

س.م.غ
12/01/2014

۱۳۹۲/۱۰/۵

فکاهیات تازه


چرسی ها شیشته بودند چرس میزدند و یکیش همی که سگرتی ره سینه یی کش کد بادش خطا خورد ...
در همین اثنا یک رهگذر از راه تیر میشد صدا ره شنید و خنده کد ... اعصاب چرسی خراب شد و صدا کد:
چه خنده داری بابیم عوض لالایت میبودی عین گویت میرفت ...

‏سه شنبه‏، 2014‏/01‏/07
 -----------------------------
توصیۀ داکتر ... 

اولی : داکتر برم گفته بود که دگه ده وخت کار کدن سگرت نکشم .
دومی : خوب شد . خی حالی سگرت نمی کشی ؟
اولی : نی حالی دگه کار نمیکنم !!!








تفســــــــیر شــــــــــــــــــعر !!!

وقتی چرسی چرس زده باشد و این شعر را تفسیر کند: 
دشمن دانا بلندت میکند/ بر زمینت میزند نادان دوست 
آ پدرا میگن دشمن دانا بلندت میکنه .. یعنی یک سگرتی پر کده گی چرس شیرک مزاره برت تحفه میته بادار ... خوب فکرته بگی ... همی چرس شیرکه که زدی بابیم ... میبریت میبریت میبریت میبریت ده همی آسمان هفتم بالایت میکنه بابیم و خوب هوایت جمع میشه ... و چرس هم که میزنی خو همرای دشمن نمیزنی دگه ... همرای دوستهایت میزنی همی هم پره هایته میگم... باز سگرتی دشمن ده همو بالا ایلایت میکنه پدرا نمیندازیت که نام بد میشه بابیم خوب میگیریت مخصوصاً که دود بند بزنی ... و باز قرا قرا میره و دوست نادانته خبر میکنه .. اونموس که بادار گل دوست نادان میایه و طعنه میته که چطور چرس دشمنه زدی؟ اینمیس بابیم که تیلیت میکنه و کله ملاق پائین میندازیت بابیم و تا شور میخوری پدر نشیت میپره و تیت و پرک میشی و هوایت خراب میشه ... اینمی که نشیت میپره بادار ... همی ره بر زمین خوردن میگن ... نوش بادار گرفتیت ..
-------------------------------- 
کش بیجای ... 
میگن یک چرسی سگرتی ره کش کد، کش کد، کش کد ....
دگه هم پره هایش هم تشویقش میکردند و صدا میکدن : کش کو ، کش کو ، کش کو پدر ... بیشکت اس بابیم ... آهسته آهسته ایلایش کو که بگیریت ... و یک دفعه سرفه گرفتیش و بسیار فشار آمد و عوض باد، جواب چایش رفت ... سر دگه اندیوال خود صدا کد:
بدرو بچیم ایقه سخت پر کده بودی که ده کش کدن جانمه کشید و ده ایلا کدن گویمه ..

سلـــ(محــ(غیاثی)مــود)ــــطان
31/12/2013
-------------------------------------------
سکرتر!!!
بچه گک رئیس : پدر جان سکرتر کی ره میگن؟
رئیس : سکرتر یک خانم زیبا و تر و تازه ره میگن که در کار های دفتر با رئیس کمک میکند.
بچه گک : خی پدر جان اگر به جای خانم زیبا و تر و تازه، مادرم باشه باز به او چه میگن؟
رئیس : سکرخشک ... 

جمعه،  2013/12/20
-----------------------
لیلیه دختر ها !!!
استاد شرعیات که تازه به پوهنتون آمده بود از شاگرد پرسان کرد:
در بارۀ لیلة القدر چه میدانی ؟ 
شاگرد گفت : استاد درباره لیلة القدر خو چیزی نمیفامم مگر همیقه میفامم که لیلیۀ دختر ها ده پشت همی تعمیر است. 
سلــ(محـ(غیاثی)ـمود)ـطان

پنجشنبه، 2013/12/26

۱۳۹۲/۹/۲۷

ف ی س ب و ک چیست؟

ف : فرار
ی : یکدمی و
س : سراسری
ب : به خاطر نق و فق
و : والدۀ
ک : کودکان
----------------------
یعنی: فرار یکدمی و سراسری به خاطر نق و فق والدۀ کودکان.
توضیحات: وقتی مادر اولاد ها زیاد نق و فق میکنه یگانه راۀ فرار پناه بردن به فیس بوک است اگر نی باز گپ خراب میشه.

چند فکاهی تازه

چند تا رفیق ها برای تفریح جاپان رفته بودند کدام تایش سر کدام دختر تیم داد و رفیق دختر آمد با تخنیک های تکواندو و کانگفو و کاراته هفت هشت تا محکم محکم زدیش و چارپلاق انداختیش ....
وقتی کمی سر حال آمد از جای خود خیست و به رفیق های خود گفت حیفش که جاپانی نمیفامم اگر نی چه دو های میزدمش ... 

**************************************** 
یک نفر که بکلی کل بود به دوست خود گفت:
او بچه مه ایی موی ها ره ده آسیاب سفید نکدیم ...
دوستش به طرفش دید و با تعجب پرسان کد : کدام موی هاره ؟
 
 ****************************************
بچه یک زن سرسفید همرای زن خارجیش و نواسیش از خارج آمده بودند.
نواسیش که دری نمیفامید و هم با محیط افغانستان بلد نبود و جور نمی آمد از صبح تا شام ده هر گپی که اعتراض میکد مادر خوده ده انگلیسی میگفت گو گو ... (Go, Go) ...
آخر خلق مادر کلان تنگ شد بچه خوده صدا کد که بیا ایی بچیته سمال کو که بینی ما ره برید .... 
از صبح تا حالی گهُ بازی ره انداخته .... هیچ آرام نمیشه.
حالی ایقه گک بتیش که دانش چپ شوه وی ....

سلطان محمود غیاثی
26 نوامبر 2013